السيد مرتضى العسكري ( مترجم : محمد جوادى كرمى )
112
على مائدة الكتاب والسنة ( بر گستره كتاب و سنت ) ( فارسى )
يافته شد ، خودش كيفر آن باشد . ما ستمكاران را اين گونه كيفر مىدهيم * يوسف پيش از بررسى بار برادرِ [ مورد نظرش ] به بررسى بار آنان پرداخت و سپس آن را از بار برادرش بيرون آورد ، بدينگونه براى يوسف چاره ساختيم * او در قانون پادشاه [ مصر ] نمىتوانست برادرش را بگيرد مگر آنكه خدا بخواهد . درجات هر كس را بخواهيم بالا مىبريم و بالاتر از هر عالمى عالمترى مىباشد * گفتند : اگر سرقت كند ، [ عجيب نيست ، چه ] پيشتر نيز ، برادرش دزدى كرد . يوسف آن را در خود پنهان داشت و براى آنها آشكارش نكرد . گفت : شما بدتريد ، و خدا به آنچه نسبت مىدهيد داناتر است * گفتند : اى عزيز ! وى را پدرى بسيار پير است ، يكى از ما را به جاى او بگير ، ما تو را از نيكوكاران مىبينيم . 4 . خداوند سبحان در سوره انبياء مىفرمايد : « ذا النون » ، يونس پيامبر عليه السلام بر اين باور بود كه خداوند او را در تنگنا قرار ندهد . چنان كه فرموده : وَ ذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْهِ فَنادى فِي الظُّلُماتِ أَنْ لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ * فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ نَجَّيْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَ كَذلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ ؛ « 1 » و ذا النون [ يونس ] هنگامى كه خشمگين رفت و چنان مىديد كه ما بر او سخت نگيريم . پس ، در آن تاريكيها ندا داد كه : [ خدايا ! ] هيچ الهى جز تو نيست ، منزهى تو ، من از ستمكاران بودم * پس ، دعايش را اجابت كرديم و از اندوه نجاتش داديم ، و مؤمنان را اين گونه رهايى مىبخشيم . 5 . خداوند در سوره فتح به خاتم انبياء صلىاللهعليهوآله فرموده : ما بعد از فتح « گناهان » گذشته و آينده تو را بخشيديم : إِنَّا فَتَحْنا لَكَ فَتْحاً مُبِيناً * لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَ ما تَأَخَّرَ وَ يُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ وَ يَهْدِيَكَ صِراطاً مُسْتَقِيماً * وَ يَنْصُرَكَ اللَّهُ نَصْراً عَزِيزاً ؛ « 2 » ما تو را پيروز كرديم ، پيروزى آشكار * تا خداوند تبعات و پىآمدهاى گذشته و آيندهات را بپوشاند و نعمتش را بر تو تمام گرداند و تو را به راه راست
--> ( 1 ) . سوره انبياء ، آيات 87 - 88 . ( 2 ) . سوره فتح ، آيات 1 - 3 .